+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:26  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 23:13  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:5  توسط shobeir sun
|

baraye didane baghiye axha go 2 baghiash
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 15:59  توسط shobeir sun
|

baraye didane baghiye axha go 2 baghiash
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 15:10  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:51  توسط shobeir sun
|
دلم براش تنگ شده

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 17:31  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 13:42  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 16:26  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 18:29  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 18:19  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 18:13  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 8:32  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 17:14  توسط shobeir sun
|




مزارم گریه کن اشکات مرا جان می دهد ناله هایت بوی عشق و بوی باران مي دهد

دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا دستهایت درد هایم را تسلا می دهد

با من درمانده و شیدا سخن را تازه کن حرفهایت طعم شیرین بهاران می دهد

وقت رفتن لحظه ای برگرد و قبرم را ببین این نگاه آخرت امید ماندن می دهد

رفتی چشمم به دنبال قدم هایت گریست زخم های مرده ام را رفتنت جان می دهد

نیست از من قدرت بوسیدن چشم های تو باد می بوسدت قلبه من به تو ایمان می دهد


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 15:8  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:25  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:2  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 14:58  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 14:17  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 16:5  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 16:1  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 15:59  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 15:57  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 15:52  توسط shobeir sun
|



در حضور خـارها هم می شـود یک یــاس بـود
در هیــاهوی مـترسـک ها پـر از احسـاس بـود
مـی شـــود حتـــی بــرای دیـــدن پــــروانــه ها
شیشـــه های مـات یک متـروكــه را الماس بود
دســــت در دســــت پـــرنــــده بــــال در بــــال
نسیـم سـاقه های هرز این بیشه ها را داس بود
كـاش می شـد حـرفی از "كاش می شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 15:46  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 17:18  توسط shobeir sun
|



دوست داشتن را در تو می بينم ای دوست
كه تويی تمامی خوشحالی و غمگينی هام
دوست دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 17:1  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 14:6  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 18:25  توسط shobeir sun
|
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 14:53  توسط shobeir sun
|